مناجات ماه محرمی با صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه
اگر با من نبود این ابر و بارانی که من دارم برایم دردسر میشد گناهانی که من دارم من از وقتی که یادم هست غرق معصیت بودم چه اندوهیست در حال پریشانی که من دارم دل شیطان نفسم را به دست آوردم و دیدم چه سودی میبرد از بار خسرانی که من دارم ضرر کردم، سر بازار هم بی مشتری ماندم خودت گاهی بخر از جنس ارزانی که من دارم من از بی کربلایی گم شدم در شهر، کاری کن دلت آیا نمیسوزد به هجرانی که من دارم یقینا من هم از سرچشمه با خود نور خواهم برد اگر بیرون بیاید ماه پنهـانی که من دارم تو میآیی محرّمها برایم روضه خواهی خواند بخوان روشن بماند آه سوزانی که من دارم بخوان از روضه اصغر، بخوان از تیر از حنجر بخوان تا خون ببارد چشم گریانی که من دارم شروعم با تو بود و با تو خواهد بود پایانم ندارد هیچکس آغاز و پایانی که من دارم |